/untitled.bmp)
|
زن وشوهر جواني سوار برموتورسيکلت در دل شب مي راندند. آنها از صميم قلب يکديگر را دوست داشتند زن جوان: يواشتر برو من مي ترسم! روز بعد روزنامه ها نوشتند: مرد جوان از خالي شدن ترمز آگاهي يافته بود پس بدون اين که زن جوان را مطلع کند با ترفندي کلاه کاسکت خود را بر سر او گذاشت و خواست براي آخرين بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند |
+ نوشته شده در جمعه چهارم آبان 1386ساعت 2:32 توسط آرش |
/2vmc2ec.jpg)
خدایا هرکه را دوست داری به او بیاموز که عشق از
زندگی کردن برتر است و هرآنکه را دوست تر می داری
بیاموز که دوست داشتن از عشق نیز والاتر است...
+ نوشته شده در جمعه چهارم آبان 1386ساعت 2:27 توسط آرش |
زمان! به من آموخت که دست دادن معنی رفاقت نیست.... بوسیدن قول ماندن نیست..... و عشق ورزیدن ضمانت تنها نشدن نیست/aaaaaa.bmp)
+ نوشته شده در جمعه چهارم آبان 1386ساعت 2:24 توسط آرش |
ای همه وجود من . ای کسی که پا گذاشتی رو قلب من . ای کسی که درو بستی به روی من. درو باز کن دستم مونده لای در
+ نوشته شده در جمعه چهارم آبان 1386ساعت 2:21 توسط آرش |
/e7dqp0.jpg)
تنهایی را دوست دارم زیرا بی وفا نیست
تنهایی را دوست دارم زیرا عشق دورغی در آن نیست
تنهایی را دوست دارم زیرا تجربه کردم
تنهایی را دوست دارم زیرا......
در کلبه تنهاییهایم در انتظار خواهم گریست
انتظار کشیدنم را پنهان خواهم کرد
+ نوشته شده در جمعه چهارم آبان 1386ساعت 2:14 توسط آرش |
دلم گرفته از آدمایی که می گن دوست دارن اما خودشون معنی واقعیشو نمی دونن .. اونایی که زیر بارون برات می میرن اما با طلوع آفتاب همه چیز یادشون می ره .... می خوان که مال اونا باشی اما خودشونم مال کس دیگه ای هستند...
+ نوشته شده در جمعه چهارم آبان 1386ساعت 2:12 توسط آرش |
/2a9r18i.bmp)
غروب شد ....
خورشید رفت ....
آفتابگردان به دنبال خورشید گشت ....
ناگهان ستاره ای چشمک زد!!!!!!!!
آفتابگردان سرش را پایین انداخت
گلها هرگز خیانت نمی کنند
+ نوشته شده در جمعه چهارم آبان 1386ساعت 1:56 توسط آرش |
/ghjgvyj.bmp)
بر سنگ مزارم بنويسيد:
در زندگي بارها بالهايم را گشودم
تا همچون پرنده اي سبک بال به پرواز در آيم
اما هر بار شکارچي حقيري قلبم را نشانه گرفت
و بر زمينم کوفت
شايد مرگ پاياني بر اين پرواز شکست گونه باشد
و آغاز رهايي...!
+ نوشته شده در جمعه چهارم آبان 1386ساعت 1:43 توسط آرش |
خبرداغ در یک برنامه زنده تلوزیون مهمان برنامه نانسی عجرم بود . نانسی عجرم در پاسخ به سوال مجری برنامه اهل سعودیه که تو برای چی این همه عمل زیبایی انجام می دهی می گوید: خدا نمی توانست من را به این شکل زیبا بیافریند. مجری که این حرف را میشنود لیوان آب موجود بر روی میز را روی صورت نانسی می پاشد و بیرون می رود. دوستاي گلم حتما نظراتتون رو درمورداين مطلب بگيد ممنون
![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 20:14 توسط آرش |
ظاهر جدید بریتنی اسپیرز ظاهر جدید بریتنی پس از کچل کردنش ، همه رو متعجب کرده و به نظر خیلی او زشت تر از همیشه شده !!! هفته گذشته یک هفته بسیار پر ماجرا برای بریتنی بود. در روز شنبه بریتنی یک نامه تهدید آمیز از طرف کمپانی که با آن قرارداد داشت دریافت کرد که به خاطر رفتارهایش حسابی توبیخ کننده بود. او سپس برای ترک اعتیاد به مرکز ترک اعتیاد رفت و بعد از یک روز آنجا را ترک کرد. او بعد از جدایی از همسرش به رفتارهای عجیب و غریب بسیاری دست زده است و تراشیدن سرش از همه آن ها تعجب بر انگیز تر بوده است. تیتر شماره یک اغلب روزنامه و مجلات دنیا بود
دوستی با لیندسی لوهان و پاریس هیلتون یکی از رسوایی های بزرگ بریتنی بود و باعث شد او از طرفدارانش برای زندگی بی بند و باری که در کنار این دو ستاره مجرد آغاز کرده عذر خواهی کند
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 20:12 توسط آرش |

خيلی سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز اونی که فکر می کنی به خاطرش زنده ای ...
خيلی سخته که دلت بخواد گريه کنی ، اما بهونه ی درست و حسابی نداشته باشی ...
خيلی سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدی ، اما اون بگه : ديگه نمی خوامت ...
خيلی سخته که دوسش داشته باشی ، اما نتونی باهاش بمونی ...ئخاشئشی
تخلاش
خيلی سخته که بابات بياد و بهت بگه : اگه يه باره ديگه زنگ بزنه اينجا ، حق نداری باهاش حرف
بزنی ...
بگی : نه
خيلی سخته که بخوای با آب خوردن بغضت رو بفرستی پايين ، اما يه دفعه اشک از چشات جاری
بشه ...
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 21:55 توسط آرش |
آرزو دارم شبي عاشق شوي... آرزو دارم بفهمي درد را... تلخي برخوردهاي سرد را... مي رسد روزي که بي من لحظه ها را سر کني... مي رسد روزي که مرگ عشق را باور کني... مي رسد روزي که شبها در کنار عکس من نامه هاي کهنه ام را مو به مو از بر کني.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 17:12 توسط آرش |
وقتی باهاش قرار دارید بکاریدش.♦ ♦وقتی بهش میگید یه ربع دیگه بهت زنگ میزنم 2 ساعت بعد زنگ بزنید. ♦وقتی بهتون میگه دوستون داره با صدای بلند بخندید. ♦وقتی ازتون میخواد که حرف عاشقانه بزنید بعد از نیم ساعت فکر کردن بگین: چیزی یادم نمیاد. ♦وقتی با تمام احساس در مورد خاطرات مشترکتون حرف میزنه بگین: اصلا" یادم نیست. ♦هر بار که ابراز علاقه ی شما رو یاد میاره بگین: واقعا" که چه حماقتی کردم. به نظر تو الان برای جبرانش دیر شده؟ ♦روز تولدش تمام شهرو با هم قدم بزنید و نذارید که به قرارش با دوستای دیگش برسه و بدون اینکه حرفی از تبریک و یا کادو بهش بزنید در کمال خونسردی آخر شب برسونیدش دم خونشون. ♦همش از دوست دخترای قبلیتون بگید. ♦از زیبایی و سنگینی دخترای آشنا تعریف کنید. ♦وقتی بهتون زنگ میزنه که میخواد بیاد و ببیندتون بگین که با یکی از دوستاتون قرار دارید. ♦ وقتی که همراه شماست و در حال ابراز علاقست یه دفعه به ساعتتون نگاه کنید و ازش عذر خواهی کنید که دیرتون شده و باید به قرارتون با یکی از دوستاتون برسید. ♦وقتی دارید ازش خداحافظی میکنید ازش بخواید که شب بهتون زنگ بزنه ولی شب موبایلتون رو خاموش کنید و با دوستاتون خوش باشید. ♦وقتی ازتون میخواد که کاری انجام بدید به هیچ وجه قبول نکنید. ♦شبایی که خیلی دلتنگه بگین : خوابم میاد میشه حرفامون بمونه برای فردا.(میتونید فردا هم موبایلتون رو خاموش بذارید) ♦وقتی عصبانیه و میخواد غر بزنه گوشی رو قطع کنید. ♦وقتی با عصبانیت میگه که بین من و دوستات یکی رو انتخاب کن با کمال خونسردی بگین: میدونی که نمیتونم از دوستام دست بکشم. ♦وقتی باهاش دعوا میکنید به هیچ وجه برای عذر خواهی پیش قدم نشید. ♦وقتی از دستتون ناراحته به جای عذر خواهی با صدای بلند بگین: حالم داره از لوس بازیات بهم میخوره.چرا اینقدر نازک نارنجی هستی ♦وقتی دلش گرفته و گریه میکنه بهش بگین:اصلا" از دخترایی که گریه میکنن خوشم نمیاد. ♦کادوهایی رو که براتون خریده به طرز فجیهی بی ارزش جلوه بدین با اجرای چند تا از اینها در عرض مدت کوتاهی ازتون متنفر میشه تضمین میکنم .حتی ممکنه تنفرش رو به زبون هم بیاره.
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم بهمن 1385ساعت 20:9 توسط آرش |
۱)هرگز دستي را نگير وقتي قصد شکستن قلبش رو داري ۲
۳) هرگز نگو دوست داري اگه واقعا به اون اهميت نميدي
۴) درباره احساست حرف نزن اگه واقعا وجو د ندارد
۵) هرگز به چشمايي نگاه نکن وقتي قصد دروغ گفتن داري
۶) هرگز سلامي نده وقتي ميدوني خداحافظي در پيشه
۷) به کسي نگو تنها تويي وقتي در فکرت به يكي ديگه فکر ميکني
۸) قلبي را قفل نکن وقتي کليدش رو نداري
۹) و کسي رو که دوست داري به اين آسوني ها از دست نده,
چون شايد هيچوقت کسي رو به اون اندازه دوست نداشته باشی
اگر خدا
تو را به سوي پرتگاهي هدايت كردبه او اعتماد كن
زيرا يا تو را از پشت ميگيرد
يا پرواز كردن را به تو ميآموزد!
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام مهر 1385ساعت 0:29 توسط آرش |

يه شب داشتم واسه خودم قدم مي زدم که يه چراغ جادو پيدا کردم وقت و تلف نکردم من بايد سه تا آرزو مي کردم آرزوي اولم اين بود که برگردي پيشم آرزوي دومم اين بود که هرگز از پيشم نري آرزوي سومم رو دادم به تو ولي تو آرزو کردي که ديگه هرگز من نبيني
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم مهر 1385ساعت 23:0 توسط آرش |

اگه یه روز چشات پر از اشک شد و دنبال یه شونه گشتی که گریه کنی .صدام کن.بهت قول نمدم که ساکتت کنم.ولی قول میدم که پا به پات گریه کنم.![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم مهر 1385ساعت 18:1 توسط آرش |
یادته یه روز بهم گفتی هر وقت خواستی گریه کنی برو زیر بارون که نکنه یه نامردی اشکاتو ببینه و بهت بخنده.گفتم اگه بارون نباره چی؟ برگشتی وگفتی اگر چشمای تو بباره اسمون هم گریش می گیره.گفتم یه خواهش ازت دارم:وقتی که اسمون چشمام میخوادبباره میشه تنهام نذاری؟ گفتی: چشم.اما حالا دارم گریه میکنم ولی اسمون نمیباره وتو نیستی که ببینی کسی بهم نمی خنده

+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم شهریور 1385ساعت 20:28 توسط آرش |
کاش آخر تقویم عشق حرفی از یک روز بارانی نبود...
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 19:8 توسط آرش |
اين مطلب رو پسرها و دخترهاي با جنبه بخونند.
خصوصيات دخترها:
1- تا زبونشون باز ميشه عوض مامان و بابا مي گن شوهر.
2- حالشون از پسرها به هم مي خوره ولي نمي دونم چرا هر كدومشون 666تا دوست پسر دارند.
3- اگر خونشون اتيش بگيره حتما بين بابا و لوازم ارايشيشون لوازم ارايش و انتخاب مي كنن.
4- نون شب ندارن ولي پول عمل دماغشمون و جورمي كنن.
5- همشون خوشگل و خوش هيكلن. ( خدايا منو به خاطر اين دروغ بزرگ ببخش)
6- از 8 تا 20 سالگي هزار تا دوست پسر داشتن كه هيچ كدوم دركشون نمي كردن
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 14:39 توسط آرش |
وقتي به اسمان ابي مي نگرم تو را مي بينم. وقتي به ابرها مي نگرم تو را مي بينم.
وقتي به خورشيد مي نگرم تو را مي بينم. ميشه بري كنار؟!؟!
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 17:59 توسط آرش |